برای تقدیس مادرت دعا کن

از چشمانی که بر تو نگران بود

و برای تو شادی ها آماده کرده بود

یادآور از آن دست ها که در شبهای کودکی که با نوازش هایش دردهای تو را تسکین داد

یادآور از آن دلی که به خاطر تو زخم ها خورد و باز وفاداری کرد و وفادار ماند

پس زانوی خود را به زمین بگذار و برای تقدیس مادرت دعا کن

شیللر

یادمان باشد از امروز جفایی نکنیم

 

 

 یادمان باشد از امروز جفایی نکنیم
 گر که در خویش شکستیم صدایی نکنیم
 خود بتازیم به هر درد که از دوست رسد
 بهر بهبود ولی فکر دوایی نکنیم
 جای پرداخت به خود بر دگران اندیشیم
 شکوه از غیر خطاست خطایی نکنیم
 یاور خویش بدانیم خدایاران را
 جز به یاران خدا دوست وفایی نکنیم
 یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند
 طلب عشق زهر بی سرو پایی نکنیم
 گر که دلتنگ از این فصل غریبانه شدیم
 تا بهاران نرسیده است هوایی نکنیم
 گله هرگز نبود شیوه ی دلسوختگان
 با غم خویش بسازیم و شفایی نکنیم
 یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم
 وقت پرپر شدنش ساز و نوایی نکنیم
 پر پروانه شکستن هنر انسان نیست
 گر شکستیم زغفلت من و مایی نکنیم
 و به هنگام نیایش سر سجاده ی عشق
 جز برای دل محبوب دعایی نکنیم
 مهربانی صفت بازار عشاق خداست
 یادمان باشد از این کار ابایی نکنیم
 هوروش نوابی

ابهت دریا

بر رود ها که تابع راهند

دلبستگی نشاید

دریا گر چه گه متلاطم

اما همیشه ساکن

و این است که در سر

ما را هوای بندگیش نیست

ما دل به ابهای هرز سپردیم

هر چند در ابهت دریا

شکی نیست